ابراهيم عاملي ( موثق )
257
تفسير عاملي ( فارسي )
كه باخبار آحاد ثابت گشت از ابواب نكاح و طلاق و « خلع و حدود و بيوع » و امثال آن تمامى را جايز است كه تقليد عالم كنند در اين ابواب بدليل اين آيت كه گفت : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » « 1 » و به حكم آنكه طلب علم فرض كفايت است و همچنين عالم اگر آلت اجتهاد دارد و در طلب حجّت و دليل توانا بود وى را تقليد ديگرى روا نيست و اين را خدا در قرآن گفته است : « فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الأَبْصارِ » « 2 » و « لَعَلِمَه الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَه مِنْهُمْ » « 3 » و « مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيه مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُه إِلَى اللَّه » « 4 » و « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوه إِلَى اللَّه وَالرَّسُولِ » « 5 » وجه دليل آن است كه وى را در وقت اختلاف و تنازع ، با كتاب و سنّت خواندند نه با كسى ديگر كه تقليد وى كند . سخن ما : آيت اوّل « كُلُوا مِمَّا ) * - الخ » اعلامى است بهمهى آدميان كه آنچه در روى زمين حلال و شايستهى خوردن است استفاده كنيد كه بگفته سعدى : اديم زمين سفرهى عام او است در اين خوان يغما چه دشمن چه دوست همه كس از همه چيز جهان كه مناسب ساختمان بدن انسانى است و شايستهى استفادهى او است حقّ بهرهبردارى و تصرّف آن را دارد و در آفرينش خداوند اين كرهى زمين و موجودات آن محكوم انسان است كه داراى توانائى و فكر و تصرّف در آن است و فقط بايد از گامهاى شيطان دورى كند كه انحراف است و بدكارى و شايد دو كلمهى « حلال ، طيّب » اشاره به اين باشد كه حقّ بهرهبردارى تا آنجا است كه تجاوز بحقّ غير و حرام نباشد و نيز طيّب باشد كه از اندازه تجاوز نباشد و موجب زيان بدنى و يا اقتصادى نباشد . 2 - آيت 169 براى معرّفى انديشههاى باطل و كارهاى زشت است كه اينها نتيجهى متابعت شيطان است و بايستى انسان در فكر و گفتار و كردارش مواظب باشد كه
--> ( 1 ) اگر نمىدانيد از آنكه مىداند بپرسيد . ( 2 ) اى بيدار دلان پند بگيريد . ( 3 ) كسانى آن را مىدانند كه مرد تجزيه تحليل و استنباط هستند . ( 4 ) در هر چه اختلاف گرديد و هر كسى رأى داشت حكم آن با خدا است . ( 5 ) اگر در كارى با يكديگر نساختيد تشخيص آن را از سخن خدا و پيغمبرش بجوئيد .